بازگشت از تعطیلات
سلام به همه ی دوستای خوب و مهربونم که وقتی ما نبودیم زحمت کشیدن و اومدن به ما سر زدن و جویای احوال بودن بعد هم یه سلام هلویی خوشمزه به پسر گلم آقا آرادم جون و دلم که امروز بعد از بیست روز تعطیلی دانشگاه دوباره بردمش خونه ی مامانی و باز هم روز از نو روزی از نو و الانم دلم براش لک زده الهی قربون قد و بالات پسری تو این چند مدت تعطیلات با همه ی اتفاقاتی که پیش اومد و خدا رو شکر به خیر گذشت همین که ما پیش پسری بودیم و تونستم یه کمی به وظایف مادری برسم عالی بود و فکر کنم به گل پسر حسابی خوش گذشته باشه. راستش خیلی بهم وابسته شده و تا ازش دور میشم صدای جیغ و دادش به آسمونا میرسه و الانم ...





